بلاگ ادپیکس

KPI چیست؟ راهنمای انتخاب شاخص کلیدی عملکرد برای هر مرحله قیف

KPI چیست و چه فرقی با متریک دارد؟ مثال KPI بازاریابی برای هر مرحله قیف، درخت KPI یک فروشگاه آنلاین و اشتباه‌هایی که KPIها را بی‌اثر می‌کنند.

۱۲ دقیقه مطالعه

خلاصه مطلب

  • متریک هر عددی است که می‌شود اندازه گرفت؛ KPI متریکی است که به یک هدف کسب‌وکار وصل شده و هدف عددی، مسئول و مهلت دارد.
  • برای هر مرحله قیف یک KPI اصلی و حداکثر دو تا چهار KPI پشتیبان انتخاب کنید و کل مجموعه را آن‌قدر کوچک نگه دارید که در یک جلسه مرور شود.
  • درخت KPI فروش را به تعداد نشست، نرخ تبدیل و میانگین ارزش سفارش می‌شکند تا هر تیم بداند کدام شاخه دست اوست.
  • KPIهای پسرو مثل فروش ماهانه را کنار KPIهای پیشرو مثل نرخ افزودن به سبد بگذارید تا قبل از تمام شدن ماه بتوانید واکنش نشان دهید.
  • متریک‌های نمایشی، تعداد زیاد KPI و KPI بدون هدف عددی یا مسئول، سه دلیل رایج بی‌استفاده ماندن KPIها هستند.

KPI یا «شاخص کلیدی عملکرد» عددی است که تیم شما متعهد می‌شود آن را در بازه‌ای مشخص به هدفی مشخص برساند. فرق KPI با متریک ساده است: متریک هر چیزی است که اندازه‌گیری می‌شود، اما KPI متریکی است که انتخابش کرده‌اید چون نشان می‌دهد یک هدف کسب‌وکار در مسیر درست هست یا نه. اگر دنبال جواب کوتاه «KPI چیست» هستید، همین است: متریک به‌اضافه هدف عددی، مسئول و مهلت.

شاخص کلیدی عملکرد (KPI) متریکی است که برای سنجش پیشرفت به سمت یک هدف مشخص کسب‌وکار انتخاب می‌شود و عدد هدف، مسئول مشخص و بازه زمانی دارد. هر KPI یک متریک است، اما بیشتر متریک‌ها KPI نیستند.

KPI چیست و چه تفاوتی با متریک دارد؟

ابزار آنالیتیکس شما صدها متریک گزارش می‌کند: نشست، بازدید صفحه، عمق اسکرول، کلیک روی دکمه‌ها. هیچ‌کدام KPI نیست، مگر اینکه کسی تصمیم بگیرد این عدد برای یک هدف مهم است.

برای اینکه بفهمید یک عدد ارزش KPI شدن دارد یا نه، سه سؤال بپرسید:

  • به هدف کسب‌وکار وصل است؟ «فروش به مشتریان جدید در فصل پاییز» وصل است. «میانگین زمان ماندن در صفحه» معمولاً مستقیم وصل نیست.
  • اگر تغییر کند، تصمیمی عوض می‌شود؟ اگر نرخ تبدیل یک‌سوم افت کند، کمپین را متوقف می‌کنید یا باگ صفحه پرداخت را پیدا می‌کنید. اگر بازدید صفحه به خاطر حذف یک اسلایدر کم شود، احتمالاً کاری نمی‌کنید.
  • تیمی می‌تواند آن را جابه‌جا کند؟ KPI باید عددی باشد که یک نفر یا یک تیم با کار خودش روی آن اثر بگذارد.

ابزارهای آنالیتیکس هم خط مشابهی می‌کشند. مثلاً در گوگل آنالیتیکس ۴ (GA4) رویدادهایی را که کاری «مهم برای موفقیت کسب‌وکار» را اندازه می‌گیرند به‌عنوان رویداد کلیدی (key event) علامت می‌زنید. این علامت‌گذاری فیلتر اول خوبی است، اما هنوز KPI نیست.

عددی که از هر سه سؤال رد شود، نامزد KPI است. وقتی KPI واقعی می‌شود که عدد هدف بگیرد («نرخ تبدیل از ۱٫۵٪ به ۱٫۸٪ تا پایان آذر»)، یک مسئول داشته باشد (یک آدم، نه «تیم مارکتینگ») و زمان مرور مشخص داشته باشد. متریک‌های دیگر هم دورریختنی نیستند؛ وقتی KPI تکان خورد، سراغشان می‌روید تا دلیلش را پیدا کنید.

برای هر مرحله قیف چه KPIهایی انتخاب کنیم؟

دیو مک‌کلور (Dave McClure)، سرمایه‌گذار استارتاپی، در چارچوب پرکاربرد «متریک‌های دزدان دریایی» یا AARRR مسیر مشتری را به پنج مرحله تقسیم می‌کند: جذب، فعال‌سازی، نگهداشت، معرفی و درآمد. برای یک فروشگاه آنلاین ایرانی که برای دیده شدن در اینستاگرام و گوگل هزینه می‌کند، بهتر است یک مرحله «آگاهی» به ابتدای قیف اضافه کنید و معرفی را داخل نگهداشت ببینید. نتیجه پنج مرحله است: آگاهی، جذب، فعال‌سازی، درآمد و نگهداشت.

جدول زیر مثال KPI برای هر مرحله است. آن را منو ببینید، نه چک‌لیست.

مرحله به چه سؤالی جواب می‌دهد مثال KPI معمولاً پیشرو یا پسرو
آگاهی آدم‌های درست ما را می‌بینند؟ دسترسی (Reach)، تعداد نمایش، CPM، جست‌وجوی نام برند، کاربران جدید ورودی مستقیم پیشرو
جذب به سایت می‌آیند؟ با چه هزینه‌ای؟ نشست به تفکیک کانال، CTR، CPC، هزینه هر کاربر جدید، نرخ تعامل (engagement rate) پیشرو
فعال‌سازی بازدیدکننده جدید اولین قدم جدی را برمی‌دارد؟ نرخ دیدن صفحه محصول، نرخ افزودن به سبد، نرخ ثبت‌نام، نرخ شروع پرداخت پیشرو
درآمد بازدید به پول تبدیل می‌شود؟ نرخ تبدیل، تعداد سفارش، میانگین ارزش سفارش (AOV)، فروش، ROAS پسرو
نگهداشت مشتری برمی‌گردد؟ نرخ خرید تکراری، فاصله تا خرید دوم، فروش ۹۰روزه هر مشتری، ارزش طول عمر مشتری پسرو

برای رسیدن از این منو به یک فهرست کوتاه، این مراحل را طی کنید:

  1. از هدف شروع کنید، نه از داشبورد. هدف فصل را در یک جمله بنویسید؛ مثلاً «فروش به مشتریان جدید در پاییز ۲۰٪ بیشتر شود، بدون افزایش بودجه تبلیغات».
  2. مرحله‌ای را پیدا کنید که جلوی هدف را گرفته. اگر ورودی زیاد است ولی کسی به سبد اضافه نمی‌کند، گلوگاه شما فعال‌سازی است و KPI اصلی همان‌جا می‌نشیند. تحلیل قیف فروش نشان می‌دهد بیشترین ریزش در کدام قدم است.
  3. نامزدها را از آزمون سه‌سؤالی رد کنید. از جدول بالا شروع کنید و هر عددی را که به هدف وصل نیست یا دست کسی نیست، حذف کنید.
  4. برای هر مرحله یک KPI اصلی و حداکثر چهار KPI پشتیبان نگه دارید. KPI پشتیبان باید KPI اصلی را توضیح دهد، نه اینکه با آن رقابت کند.
  5. به هر KPI عدد هدف، مسئول و تاریخ مرور بدهید. بدون این سه، فقط فهرستی از متریک‌ها دارید.
  6. یک شاخص محافظ کنار KPI اصلی بگذارید. عددی که نباید بدتر شود وقتی KPI اصلی را هل می‌دهید. اگر روی نرخ تبدیل کار می‌کنید، AOV را زیر نظر بگیرید تا تبدیل را با تخفیف نخرید.

KPIهای تبلیغات پولی حساب خودشان را دارند

KPIهای آگاهی و جذب در کانال‌های پولی با سه فرمول به هم وصل‌اند:

  • CPM = هزینه تبلیغات ÷ تعداد نمایش × 1,000
  • CTR = تعداد کلیک ÷ تعداد نمایش
  • CPC = هزینه تبلیغات ÷ تعداد کلیک

فرض کنید در یک ماه ۴۰۰ میلیون تومان برای تبلیغات خرج کرده‌اید و ۵ میلیون نمایش گرفته‌اید. CPM یا «هزینه هر هزار نمایش» می‌شود ۴۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ ÷ ۵٬۰۰۰٬۰۰۰ × ۱٬۰۰۰ = ۸۰ هزار تومان. اگر ۸۰ هزار نفر کلیک کرده باشند، CTR یا «نرخ کلیک» برابر ۱٫۶٪ است و CPC یا «هزینه هر کلیک» ۵ هزار تومان. حالا اگر CPM به ۱۰۰ هزار تومان برسد و CTR ثابت بماند، CPC به ۶٬۲۵۰ تومان می‌رسد. این افزایش هزینه را قبل از اینکه فروش تکان بخورد می‌بینید و کار KPI پیشرو دقیقاً همین است.

محاسبه‌گر CPM · CPC · CTRشاخص‌های هزینه و کلیک هر کمپین.امتحان رایگان

همه لینک‌های تبلیغاتی، از استوری اینستاگرام تا پست تلگرام و پیامک، را با پارامترهای UTM تگ کنید تا نشست، سفارش و فروش به کمپینی برسد که هزینه‌اش را داده.

درخت KPI یک فروشگاه آنلاین چه شکلی است؟

درخت KPI یک شاخص بالادستی را به عواملی می‌شکند که آن را می‌سازند. با این درخت هر تیم می‌بیند کدام شاخه دست اوست و «فروش افت کرده» تبدیل می‌شود به «نرخ تبدیل موبایل افت کرده»؛ مشکلی که می‌شود رویش کار کرد.

برای فروشگاه آنلاین، تجزیه کلاسیک این است:

فروش = تعداد نشست × نرخ تبدیل × میانگین ارزش سفارش

جدول زیر یک ماه از یک فروشگاه فرضی را نشان می‌دهد. همه اعداد ساختگی‌اند.

سطح KPI این ماه (فرضی) نحوه محاسبه مسئول
۱ فروش ۷٫۵ میلیارد تومان سفارش‌ها × AOV مدیر رشد
۲ تعداد نشست ۲۰۰ هزار پولی + ارگانیک و سایر مسئول جذب
۳ نشست پولی ۸۰ هزار ۴۰۰ میلیون تومان ÷ CPC پنج‌هزارتومانی مدیر تبلیغات
۳ نشست ارگانیک و سایر ۱۲۰ هزار گوگل، شبکه‌های اجتماعی، ورودی مستقیم، ترب مسئول محتوا و سئو
۲ نرخ تبدیل ۱٫۵٪ ۳٬۰۰۰ سفارش ÷ ۲۰۰ هزار نشست مسئول محصول و CRO
۳ نرخ افزودن به سبد ۶٪ ۱۲ هزار نشست با افزودن به سبد ÷ ۲۰۰ هزار مسئول محصول و CRO
۳ نرخ سبد به سفارش ۲۵٪ ۳٬۰۰۰ سفارش ÷ ۱۲ هزار سبد مسئول محصول و CRO
۲ میانگین ارزش سفارش ۲٫۵ میلیون تومان ۷٫۵ میلیارد ÷ ۳٬۰۰۰ سفارش مسئول کالا و قیمت‌گذاری
۲ نرخ خرید تکراری (۹۰ روزه) ۲۰٪ مشتریان با خرید دوم ÷ همه مشتریان مسئول CRM

حساب را چک کنید: ۲۰۰ هزار نشست × ۱٫۵٪ = ۳٬۰۰۰ سفارش، و ۳٬۰۰۰ سفارش × ۲٫۵ میلیون تومان = ۷٫۵ میلیارد تومان.

حالا درخت به هدف‌گذاری کمک می‌کند. فرض کنید تیم فکر می‌کند با ساده کردن صفحه پرداخت، نرخ سبد به سفارش از ۲۵٪ به ۳۰٪ می‌رسد. سفارش‌ها می‌شوند ۱۲ هزار × ۳۰٪ = ۳٬۶۰۰، نرخ تبدیل می‌شود ۱٫۸٪ و فروش ۳٬۶۰۰ × ۲٫۵ میلیون = ۹ میلیارد تومان؛ یعنی ماهی ۱٫۵ میلیارد تومان بیشتر، بدون یک ریال هزینه تبلیغات اضافه. همین درخت نشان می‌دهد که برای رسیدن به همین عدد فقط از راه ترافیک، با نرخ تبدیل قبلی به ۲۴۰ هزار نشست نیاز دارید؛ یعنی ۴۰ هزار نشست پولی بیشتر با CPC پنج هزار تومان، که می‌شود ۲۰۰ میلیون تومان بودجه اضافه.

برای شاخه پولی، فروش اضافه را با فرمول ROAS با هزینه اضافه مقایسه کنید. برای شاخه نگهداشت هم نرخ خرید تکراری را به ارزش طول عمر مشتری وصل کنید تا بدانید یک مشتری جدید واقعاً چقدر می‌ارزد.

شاخص پیشرو و پسرو چه فرقی دارند؟

کاپلان و نورتون، طراحان کارت امتیازی متوازن (Balanced Scorecard)، می‌گویند یک کارت امتیازی باید هم «سنجه‌های نتیجه» را داشته باشد و هم «محرک‌های عملکردی» آن نتیجه‌ها را، و این دو با رابطه علت و معلولی به هم وصل باشند. به زبان بازاریابی، سنجه‌های نتیجه همان شاخص‌های پسرو هستند و محرک‌ها شاخص‌های پیشرو.

شاخص پسرو نتیجه را بعد از وقوع اندازه می‌گیرد: فروش ماهانه، تعداد سفارش، نرخ خرید تکراری. اندازه‌گیری‌شان آسان است، اما اثر گذاشتن مستقیم رویشان سخت. شاخص پیشرو زودتر حرکت می‌کند و نتیجه را پیش‌بینی می‌کند: نرخ افزودن به سبد، نرخ شروع پرداخت، CTR، کاربران جدید یک کمپین. رابطه‌شان با نتیجه را اما باید سنجید، نه فرض کرد.

در درخت بالا فروش و نرخ خرید تکراری پسرو هستند و نرخ افزودن به سبد و نشست پولی پیشرو. اگر نرخ افزودن به سبد در هفته اول آبان افت کند، خیلی قبل از گزارش آخر ماه می‌دانید فروش ضعیف می‌شود و هنوز وقت دارید صفحه خراب یا کمپین ضعیف را پیدا کنید.

دو قاعده عملی:

  • KPIهای پیشرو را هفتگی و KPIهای پسرو را ماهانه مرور کنید.
  • هر چند وقت یک بار رابطه را آزمایش کنید. اگر نرخ افزودن به سبد سه ماه بالا رفته و فروش نه، آن شاخص چیزی را پیش‌بینی نمی‌کند. اگر تغییری را با آزمایش می‌سنجید، اول حجم نمونه تست A/B را درست حساب کنید.

رایج‌ترین اشتباه‌ها در تعریف KPI کدام‌اند؟

بیشتر مجموعه‌های KPI بی‌سروصدا شکست می‌خورند: کسی مخالفت نمی‌کند، فقط دیگر کسی نگاهشان نمی‌کند.

متریک‌های نمایشی (Vanity metrics). تعداد فالوور، کل بازدید صفحه و نمایش خام روی اسلاید قشنگ‌اند، اما به‌ندرت تصمیمی را عوض می‌کنند. فالوورهای پیج اینستاگرام می‌تواند دو برابر شود و فروش تکان نخورد.

KPI زیاد. وقتی همه چیز KPI باشد، هیچ چیز KPI نیست. تیمی که ۲۵ KPI دارد، جلسه مرورش به خواندن عددها می‌گذرد، نه تصمیم‌گیری.

نه عدد هدف، نه مسئول. KPI بدون عدد هدف نمی‌تواند «در مسیر» یا «عقب» باشد؛ فقط بالا و پایین می‌رود. KPI‌ای که مسئولش «تیم» است، مسئولی ندارد. در مقاله اصلی جرج دوران (George Doran) درباره معیارهای SMART در سال ۱۹۸۱، حرف A مخفف «Assignable» بود؛ یعنی مشخص کنید چه کسی انجامش می‌دهد. نسخه‌های بعدی معمولاً آن را «Achievable» کردند و مسئول بی‌سروصدا از فهرست افتاد. خود دوران هم نوشته بود لازم نیست هر هدفی هر پنج معیار را داشته باشد؛ پس SMART را چک‌لیست ببینید، نه قانون.

بهینه کردن KPI تا جایی که بی‌معنا شود. مریلین استراترن، انسان‌شناس بریتانیایی، چیزی را که امروز قانون گودهارت می‌نامیم (برگرفته از مشاهده اقتصاددانی به نام چارلز گودهارت) این‌طور خلاصه کرد: «وقتی یک معیار به هدف تبدیل شود، دیگر معیار خوبی نیست.» اگر KPI شما هزینه هر لید باشد، ارزان‌ترین راه رسیدن به آن قبول لیدهای بی‌کیفیت است. شاخص محافظ برای همین است: هزینه هر لید را کنار نرخ تبدیل لید به مشتری بگذارید و نرخ تبدیل را کنار AOV.

تعریف‌های ناهمسان. اگر یک گزارش سفارش‌های لغوشده را حساب کند و دیگری نه، KPI شما دیگر یک عدد نیست. تعریف دقیق و منبع داده هر KPI را بنویسید. وقتی اعتبار یک فروش بین چند کانال تقسیم می‌شود، از اول فصل مشخص کنید KPIها با کدام مدل اتریبیوشن حساب می‌شوند و تا آخر فصل عوضش نکنید.

KPIهای بازاریابی را در ادپیکس چطور دنبال کنیم؟

وقتی کد ادپیکس روی سایت نصب شد و خریدها ثبت شدند، بیشتر عددهای درخت بالا را مستقیم از گزارش‌های ادپیکس می‌گیرید:

  • گزارش‌های جذب نشست و کاربر را به تفکیک کانال، source / medium و کمپین‌های UTM‌دار نشان می‌دهند.
  • قیف‌ها مسیر را از اولین بازدید تا خرید دنبال می‌کنند و جای ریزش را نشان می‌دهند؛ نرخ افزودن به سبد و نرخ سبد به سفارش از همین‌جا می‌آیند.
  • تحلیل سفارش‌ها در همه پلن‌ها تعداد سفارش را نشان می‌دهد و از پلن استارتر به بالا گزارش‌های فروش آنلاین و درآمد فروش را به تفکیک محصول و کمپین اضافه می‌کنند. فروش را بر تعداد سفارش تقسیم کنید تا AOV به دست بیاید.
  • نمای یکپارچه هر کاربر بازدیدهای یک نفر را در دستگاه‌ها و کانال‌های مختلف به یک مسیر وصل می‌کند تا KPIهای نگهداشت یک مشتری را دو بار نشمارند.
  • سگمنت‌ها (از پلن استارتر به بالا) و گزارش‌های کوهورت اجازه می‌دهند مشتریان جذب‌شده در یک ماه را دنبال کنید و ببینید چند نفرشان دوباره خرید کرده‌اند؛ تمیزترین راه برای سنجیدن نرخ خرید تکراری.

گزارش‌های ادپیکس نمونه‌برداری (sampling) ندارند، پس KPI هفته اول ماه روی همان داده کاملی حساب می‌شود که آخر ماه. داده لحظه‌ای هم موقع راه‌اندازی کمپین نشان می‌دهد KPIهای پیشرو تکان می‌خورند یا نه. داده‌ها روی سرورهای داخل ایران نگهداری می‌شوند و هر وقت بخواهید می‌توانید خروجی بگیرید؛ مثلاً برای شیت مشترکی که عدد هدف و مسئول هر KPI را در آن نگه می‌دارید.

اگر الان از گوگل آنالیتیکس استفاده می‌کنید، ادپیکس می‌تواند در کنارش اجرا شود تا دو گزارش را مقایسه کنید؛ راهنمای جایگزین گوگل آنالیتیکس روش این مقایسه را بدون به‌هم‌ریختن سابقه KPIها توضیح می‌دهد. پلن رایگان ماهانه ۱۰۰ هزار رویداد را پوشش می‌دهد و محدودیت‌های هر پلن در صفحه قیمت‌ها آمده است.

قدم بعدی کوچک است: هدف این فصل را بنویسید، مرحله‌ای از قیف را که جلوی آن را گرفته پیدا کنید و برای همان مرحله یک KPI اصلی با عدد هدف، مسئول و شاخص محافظ انتخاب کنید. بقیه درخت را از همان‌جا بسازید.

محاسبه‌گر CPM · CPC · CTR

شاخص‌های هزینه و کلیک هر کمپین. پلن رایگان ادپیکس تا ۱۰۰ هزار رویداد در ماه، بدون کارت بانکی. راه‌اندازی کمتر از پنج دقیقه طول می‌کشد.

پرسش‌های متداول

KPI مخفف چیست؟

KPI مخفف Key Performance Indicator یعنی «شاخص کلیدی عملکرد» است. عددی است که نشان می‌دهد یک هدف مشخص در مسیر درست هست یا نه و همیشه هدف عددی، مسئول و بازه زمانی دارد.

تفاوت KPI و متریک چیست؟

هر KPI یک متریک است، اما بیشتر متریک‌ها KPI نیستند. متریک وقتی KPI می‌شود که به یک هدف کسب‌وکار وصل شود، عدد هدف بگیرد و یک نفر مسئول آن باشد.

یک تیم بازاریابی چند KPI باید داشته باشد؟

قاعده عملی این است: برای هر مرحله قیف یک KPI اصلی و دو تا چهار KPI پشتیبان، و در سطح مدیریت فقط چند عدد محدود. اگر KPIهای شما در یک صفحه جا نمی‌شوند، زیادند.

نمونه‌های KPI بازاریابی برای فروشگاه اینترنتی کدام‌اند؟

هزینه جذب هر کاربر جدید و CTR برای جذب، نرخ افزودن به سبد برای فعال‌سازی، نرخ تبدیل، میانگین ارزش سفارش و ROAS برای درآمد، و نرخ خرید تکراری برای نگهداشت مشتری.

شاخص پیشرو و پسرو چه فرقی دارند؟

شاخص پسرو نتیجه را بعد از وقوع اندازه می‌گیرد، مثل فروش ماهانه. شاخص پیشرو زودتر تغییر می‌کند و نتیجه را پیش‌بینی می‌کند، مثل نرخ افزودن به سبد، و به شما فرصت می‌دهد وسط ماه اصلاح کنید.

منابع و روش

همه اعداد فروشگاه در این مقاله (نشست‌ها، هزینه تبلیغات، نرخ‌های تبدیل و مبلغ سفارش) فرضی‌اند و فقط برای ساده شدن محاسبه انتخاب شده‌اند. این اعداد میانگین بازار یا بنچمارک نیستند.

  1. Doran (1981), There's a S.M.A.R.T. way to write management's goals and objectives, Management Review 70(11), pp. 35–36
  2. Kaplan & Norton (1996), Linking the Balanced Scorecard to Strategy, California Management Review 39(1)
  3. Strathern (1997), 'Improving ratings': audit in the British University system, European Review 5(3), pp. 305–321
  4. Google Analytics Help: [GA4] About key events
  5. Google Analytics Help: [GA4] Engagement rate and bounce rate

این مطلب با کمک هوش مصنوعی نوشته شده و پیش از انتشار توسط تیم ادپیکس بازبینی شده است. سیاست تحریریه

درباره نویسندهبنیان‌گذار ادپیکس · سازنده ادپیکس

بنیان‌گذار ادپیکس، پلتفرم آنالیتیکس وب برای تیم‌های ایرانی. همه مطالب بلاگ پیش از انتشار زیر نظر او بازبینی می‌شوند.

آنالیتیکس وباتریبیوشنسنجش کمپین

داده‌ها را تحلیل کنید، با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرید

با ادپیکس، عملکرد کمپین‌ها را تحلیل کنید و متناسب با نیاز کسب‌وکارتان پیش بروید.