بلاگ ادپیکس

LTV چیست؟ سه فرمول ارزش طول عمر مشتری و نسبت LTV به CAC

LTV چیست و چطور حساب می‌شود؟ سه فرمول ارزش طول عمر مشتری از ساده تا کوهورت، با مثال تومانی، نسبت LTV به CAC و دوره بازگشت هزینه جذب.

۱۲ دقیقه مطالعه

خلاصه مطلب

  • فرمول ساده LTV (میانگین سفارش × دفعات خرید × طول عمر) درآمد را نشان می‌دهد، نه سود؛ قبل از مقایسه با هزینه جذب، آن را در حاشیه سود ضرب کنید.
  • LTV کوهورتی، یعنی سود تجمعی هر مشتری که در یک ماه مشخص جذب شده، واقعی‌ترین برآورد است چون از رفتار واقعی مشتری‌ها می‌آید.
  • نسبت ۳ به ۱ برای LTV به CAC یک قاعده سرانگشتی است، نه قانون؛ دوره بازگشت هزینه را هم بسنجید، چون نقدینگی زودتر از ارزش طول عمر تمام می‌شود.
  • LTV میانگین کانال‌های ضعیف را پنهان می‌کند؛ پیش از جابه‌جایی بودجه، LTV و CAC را برای هر کانال جذب جدا حساب کنید.
  • LTV به شما می‌گوید چه ROAS پایین‌تری را روی سفارش اول می‌توانید بپذیرید، به شرط اینکه بتوانید منتظر خریدهای تکراری بمانید.

اگر بپرسید LTV چیست، جواب کوتاه این است: کل سودی که یک مشتری در تمام مدت رابطه‌اش با کسب‌وکار شما می‌سازد، نه فقط در سفارش اول. ارزش طول عمر مشتری را سه جور می‌شود حساب کرد: یک فرمول سریع (میانگین سفارش × دفعات خرید × طول عمر)، نسخه‌ای که حاشیه سود و نرخ ماندگاری را هم در نظر می‌گیرد، و محاسبه کوهورتی که از خرید واقعی مشتری‌ها درمی‌آید. وقتی این عدد را کنار هزینه جذب هر مشتری (CAC) بگذارید، معلوم می‌شود چقدر می‌توانید خرج تبلیغات کنید.

ارزش طول عمر مشتری (LTV یا CLV) سود مشارکتی‌ای است که یک مشتری از اولین خرید تا وقتی دیگر از شما نخرد برایتان می‌سازد؛ یعنی درآمد منهای هزینه‌های متغیری که برای فروش به او می‌پردازید. این عدد معمولاً برای بازه‌ای مشخص، مثل ۱۲ یا ۲۴ ماه، گزارش می‌شود.

LTV چیست و چرا برای بودجه تبلیغات مهم است؟

بیشتر پلتفرم‌های تبلیغاتی کمپین را با اولین تبدیل قضاوت می‌کنند. اگر مشتری فقط یک بار بخرد، این روش جواب می‌دهد. اما فروشگاه اینترنتی، سرویس اشتراکی یا کسب‌وکار خدماتی به خرید تکراری زنده است و نگاه «فقط سفارش اول» ارزش مشتری را کمتر از واقع نشان می‌دهد. کمپینی که روی سفارش اول ضرر می‌دهد، اگر مشتری‌هایش برگردند، می‌تواند سودآورترین کمپین شما باشد.

پژوهش‌های دانشگاهی هم همین را می‌گویند. گوپتا، لمان و استوارت (Gupta, Lehmann & Stuart) ارزش پنج شرکت بورسی را از روی مشتری‌هایشان برآورد کردند و دیدند یک درصد بهبود در نرخ ماندگاری، ارزش مشتری را حدود ۳ تا ۷ درصد بالا می‌برد؛ در حالی که یک درصد بهبود حاشیه سود فقط حدود یک درصد اثر داشت. همین پژوهش نشان داد اثر یک درصد بهبود ماندگاری تقریباً پنج برابر اثر یک درصد بهبود در نرخ تنزیل است. این اعداد مخصوص همان شرکت‌هاست، اما جهتش روشن است: LTV بیشتر از برگشتن مشتری می‌آید تا از کمی گران‌تر فروختن به او.

LTV به سه سؤال عملی جواب می‌دهد:

  • برای جذب یک مشتری تا چه سقفی می‌توانید هزینه کنید و هنوز سود ببرید؟
  • کدام کانال جذب مشتری‌ای می‌آورد که برمی‌گردد؟
  • چقدر طول می‌کشد پولی که خرج کرده‌اید برگردد؟

اگر فهرست کوتاهی از شاخص‌های کلیدی بازاریابی را دنبال می‌کنید، LTV و CAC باید در آن باشند.

ساده‌ترین فرمول LTV چیست؟

فرمولی که بیشتر تیم‌ها با آن شروع می‌کنند سه میانگین دارد که از پنل هر فروشگاهی درمی‌آید:

LTV (درآمد) = میانگین ارزش سفارش × تعداد خرید در سال × طول عمر مشتری (سال)

یک فروشگاه اینترنتی فرضی محصولات مراقبت پوست را در نظر بگیرید. میانگین سفارش ۸۰۰ هزار تومان است، مشتری معمولی سالی ۳ بار خرید می‌کند و حدود ۲ سال می‌ماند:

LTV (درآمد) = 800,000 × 3 × 2 = 4,800,000 تومان

این عدد برای یک برآورد اولیه بد نیست، اما سه ایراد دارد:

  1. درآمد را می‌شمارد، نه سود را. چهار میلیون و هشتصد هزار تومان درآمد را نمی‌شود با هزینه جذب مقایسه کرد؛ آنچه در جیب شما می‌ماند مهم است.
  2. «تعداد خرید در سال» معمولاً از مشتری‌های فعال درمی‌آید. کسانی که یک بار خریدند و رفتند میانگین واقعی را پایین می‌آورند، اما اغلب در محاسبه نیستند. پس عدد بالاتر از واقع درمی‌آید.
  3. طول عمر مشتری حدس است. کسب‌وکار جوان معمولاً نمی‌داند مشتری چند سال می‌ماند و این عدد اغلب از خوش‌بینی می‌آید.

فرمول LTV بر پایه حاشیه سود چطور حساب می‌شود؟

ایراد اول را با ضرب در حاشیه سود مشارکتی برطرف کنید: درآمد منهای هزینه‌هایی که با هر سفارش بالا می‌رود، یعنی بهای کالا، ارسال، کارمزد درگاه پرداخت، بسته‌بندی و هزینه مرجوعی. هزینه‌های ثابت مثل حقوق و اجاره را کم نکنید.

LTV (سود) = میانگین سفارش × تعداد خرید در سال × طول عمر × درصد حاشیه سود

اگر فروشگاه بعد از این هزینه‌ها ۳۵ درصد هر سفارش را نگه دارد:

LTV (سود) = 800,000 × 3 × 2 × 0.35 = 1,680,000 تومان

عدد از ۴٫۸ میلیون به ۱٫۶۸ میلیون تومان رسید. عددی که باید کنار CAC بگذارید همین است.

نرخ ماندگاری و نرخ تنزیل را هم وارد کنید

«۲ سال» ثابت یعنی فرض کرده‌اید همه مشتری‌ها دقیقاً دو سال می‌مانند و بعد غیب می‌شوند. در واقعیت عده‌ای بعد از یک خرید می‌روند و عده‌ای سال‌ها می‌مانند. گوپتا و همکارانش این را با نرخ ماندگاری و نرخ تنزیل مدل کرده‌اند. اگر سود هر دوره ثابت باشد:

ارزش آینده = m × r / (1 + i − r)
LTV        = m + m × r / (1 + i − r)

در این فرمول m سود مشارکتی هر مشتری در هر دوره است (اینجا یک سال)، r سهم مشتری‌هایی است که دوره بعد هم خرید می‌کنند و i نرخ تنزیل است؛ یعنی پولی که سال بعد می‌رسد کم‌ارزش‌تر از پول امروز است. خط دوم سود سال اول را هم اضافه می‌کند که مشتری تازه همان ابتدا می‌سازد.

برای فروشگاه ما سود سالانه هر مشتری 800,000 × 3 × 0.35 = 840,000 تومان است. فرض کنید ۶۰ درصد مشتری‌ها سال بعد هم خرید کنند و با توجه به تورم، نرخ تنزیل را ۳۰ درصد بگیرید:

ارزش آینده = 840,000 × 0.6 / (1 + 0.30 − 0.6) = 504,000 / 0.7 = 720,000
LTV        = 840,000 + 720,000 = 1,560,000 تومان

ماندگاری ۶۰ درصدی یعنی طول عمر متوسط 1 / (1 − 0.6) = 2.5 سال. اگر ۸۴۰ هزار تومان را بدون تنزیل در ۲٫۵ سال ضرب کنید، ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان به دست می‌آید؛ حدود ۳۵ درصد بیشتر از عدد تنزیل‌شده. با تورم بالا، به خریدهای دور زیاد تکیه نکنید. خود گوپتا و همکارانش هم در مقاله‌شان می‌گویند تبدیل ماندگاری به «طول عمر» و جمع‌زدن سود در آن، LTV را بیشتر از واقع نشان می‌دهد.

نقطه ضعف این فرمول فرض ثابت‌بودن ماندگاری است. در فروشگاه اینترنتی ریزش بعد از سفارش اول خیلی تندتر از ریزش بین خرید چهارم و پنجم است. مدل‌های احتمالاتی مثل BG/NBD که فیدر، هاردی و لی (Fader, Hardie & Lee) معرفی کرده‌اند، این مشکل را برای کسب‌وکارهای غیراشتراکی حل می‌کنند. اما برای بیشتر تیم‌های بازاریابی قدم بعدی مدل آماری نیست؛ کوهورت است.

LTV را با کوهورت چطور حساب کنیم؟

کوهورت گروهی از مشتری‌هاست که اولین خریدشان در یک بازه مشترک بوده. LTV کوهورتی فرض نمی‌کند، اندازه می‌گیرد: سودی را که مشتری‌های هر کوهورت در طول زمان ساخته‌اند جمع می‌زنید و بر تعداد مشتری‌های ابتدای کوهورت تقسیم می‌کنید.

  1. بازه کوهورت را انتخاب کنید؛ معمولاً ماه اولین خرید.
  2. مشتری‌های تازه آن ماه را بشمارید. این عدد ثابت می‌ماند، حتی وقتی مشتری‌ها می‌روند.
  3. برای هر ماه بعد از جذب، کل درآمد این مشتری‌ها را با خریدهای تکراری جمع بزنید.
  4. در درصد حاشیه سود ضرب کنید و بر تعداد اولیه مشتری‌ها تقسیم کنید.
  5. ماه به ماه انباشته کنید تا منحنی LTV در طول زمان را ببینید.

فرض کنید فروشگاه در فروردین ۵۰۰ مشتری تازه جذب کرده است. ارزش تجمعی هر مشتری این کوهورت (اعداد فرضی):

ماه پس از اولین خرید درآمد تجمعی هر مشتری (تومان) سود تجمعی هر مشتری با حاشیه ۳۵٪ (تومان)
۱ ۸۰۰٬۰۰۰ ۲۸۰٬۰۰۰
۳ ۱٬۰۴۰٬۰۰۰ ۳۶۴٬۰۰۰
۶ ۱٬۳۲۰٬۰۰۰ ۴۶۲٬۰۰۰
۱۲ ۱٬۷۶۰٬۰۰۰ ۶۱۶٬۰۰۰

LTV سودمحور دوازده‌ماهه ۶۱۶ هزار تومان است. فرمول ساده برای سال اول ۸۴۰ هزار تومان سود نشان می‌داد. کوهورت عدد کمتری می‌دهد چون همه کسانی را که یک بار خریدند و برنگشتند هم حساب می‌کند.

با کوهورت می‌توانید فروردین را با تیر مقایسه کنید و دیگر لازم نیست طول عمر را حدس بزنید. هزینه‌اش زمان است: LTV دوازده‌ماهه ۱۲ ماه داده می‌خواهد.

نسبت LTV به CAC چقدر باید باشد؟

نسبت LTV به CAC ارزش طول عمر را بر هزینه جذب هر مشتری تقسیم می‌کند:

LTV:CAC = LTV (سود) / CAC
CAC     = هزینه جذب / تعداد مشتری تازه

فرض کنید فروشگاه در فروردین ۱۸۲ میلیون تومان برای جذب خرج کرده و همان ۵۰۰ مشتری را گرفته است. CAC می‌شود 182,000,000 / 500 = 364,000 تومان.

با LTV سودمحور ساده نسبت 1,680,000 / 364,000 = 4.6 است. با LTV کوهورتی دوازده‌ماهه 616,000 / 364,000 = 1.69. یک فروشگاه، یک ماه، دو نتیجه کاملاً متفاوت. برای همین همیشه بگویید از کدام LTV استفاده کرده‌اید.

زیاد می‌شنوید که هدف ۳ به ۱ است. این را یک قاعده سرانگشتی رایج میان سرمایه‌گذارها و تیم‌های SaaS بدانید، نه آستانه‌ای که پژوهش ثابت کرده باشد. نسبت ۱ روی سود مشارکتی یعنی روی هر مشتری، پیش از هزینه‌های ثابت، سربه‌سر می‌شوید. کسب‌وکاری با حاشیه سود بالا شاید با ۲ به ۱ هم سودآور رشد کند؛ کسب‌وکاری که سرمایه گران یا ماندگاری نامطمئن دارد فاصله بیشتری لازم دارد.

دوره بازگشت هزینه جذب چقدر است؟

نسبت LTV به CAC چیزی درباره زمان نمی‌گوید. دوره بازگشت هزینه می‌گوید: تعداد ماه‌هایی که طول می‌کشد سود تجمعی هر مشتری به CAC برسد. این را مستقیم از جدول کوهورت بخوانید. سود تجمعی کوهورت فروردین در ماه سوم به ۳۶۴ هزار تومان می‌رسد، یعنی دقیقاً برابر CAC؛ پس دوره بازگشت حدود ۳ ماه است.

برای کسب‌وکار ایرانی که با تورم و نقدینگی محدود کار می‌کند، این عدد گاهی از خود نسبت مهم‌تر است. پول تبلیغات را امروز می‌دهید و سود را طی چند ماه پس می‌گیرید. دو کانال با LTV به CAC یکسان، اگر یکی در ۲ ماه و دیگری در ۱۰ ماه برگردد، نیاز نقدینگی کاملاً متفاوتی دارند.

LTV چطور ROAS هدف را تغییر می‌دهد؟

بازگشت هزینه تبلیغات (ROAS) معمولاً فقط درآمد بازه تبدیل را می‌شمارد. ROAS سربه‌سر فروشگاه روی یک سفارش 1 / 0.35 = 2.86 است؛ زیر این عدد، سفارش اول ضرر می‌دهد. در فروردین ROAS سفارش اول 800,000 / 364,000 = 2.20 بود که ضرر به نظر می‌رسد. اما در ۱۲ ماه درآمد هر مشتری به ۱٫۷۶ میلیون تومان رسید، یعنی ROAS دوازده‌ماهه 1,760,000 / 364,000 = 4.84، و سود هر مشتری (۶۱۶ هزار تومان) به‌وضوح از CAC بیشتر است.

LTV این‌طور ROAS هدف را تعیین می‌کند: اگر کوهورت‌های شما به‌طور منظم خرید تکراری دارند، می‌توانید ROAS سفارش اول را زیر نقطه سربه‌سر بپذیرید، به شرط اینکه دوره بازگشت با نقدینگی‌تان جور باشد. جزئیات ROAS سربه‌سر را در راهنمای فرمول ROAS ببینید.

محاسبه‌گر ROASبازگشت هزینه تبلیغات و نقطه سربه‌سر.امتحان رایگان

چرا LTV میانگین گمراه‌کننده است؟

LTV کلی مشتری‌هایی را که از جاهای خیلی متفاوت آمده‌اند با هم قاطی می‌کند. کوهورت فروردین را بر اساس کانال جذب تفکیک کنید (باز هم اعداد فرضی):

کانال مشتری تازه CAC (تومان) LTV سودمحور ۱۲ ماهه (تومان) LTV به CAC
تبلیغات اینستاگرام ۲۵۰ ۳۶۰٬۰۰۰ ۴۴۸٬۰۰۰ ۱٫۲۴
تبلیغات گوگل ۱۵۰ ۴۸۰٬۰۰۰ ۶۷۲٬۰۰۰ ۱٫۴۰
معرفی و ارگانیک ۱۰۰ ۲۰۰٬۰۰۰ ۹۵۲٬۰۰۰ ۴٫۷۶
کل ۵۰۰ ۳۶۴٬۰۰۰ ۶۱۶٬۰۰۰ ۱٫۶۹

عدد کلی ۱٫۶۹ قابل‌قبول به نظر می‌رسد. اما تبلیغات اینستاگرام که نصف مشتری‌های تازه را آورده، به‌زحمت از ۱٫۲ بالاتر است؛ در حالی که مشتری معرفی‌شده بیش از دو برابر مشتری اینستاگرام می‌ارزد و جذبش تقریباً نصف هزینه دارد. اگر بودجه را با عدد کلی تنظیم کنید، ضعیف‌ترین کانال را با همان سرعت تغذیه می‌کنید.

قبل از تصمیم دو نکته را در نظر بگیرید. اول، این تفکیک به اینکه هر مشتری را به کدام کانال نسبت می‌دهید بستگی دارد؛ اولین تماس و آخرین تماس جواب‌های متفاوتی می‌دهند که در راهنمای مدل‌های اتریبیوشن توضیح داده‌ایم. دوم، برچسب‌گذاری کانال‌ها باید یکدست باشد، وگرنه بخش بزرگی از مشتری‌ها در «مستقیم» یا «نامشخص» می‌افتند. پارامترهای UTM مرتب روی همه لینک‌های تبلیغاتی، بیشتر این مشکل را حل می‌کند.

ارزش طول عمر مشتری را در ادپیکس چطور برآورد کنیم؟

عدد LTV به حاشیه سود و بازه‌ای که انتخاب می‌کنید بستگی دارد و هیچ ابزار تحلیلی به‌طور پیش‌فرض این‌ها را نمی‌داند. ادپیکس ورودی‌های لازم را می‌دهد تا نسخه کوهورتی را خودتان بسازید:

  • تحلیل سفارش‌ها در همه پلن‌ها هست و تعداد سفارش در طول زمان را نشان می‌دهد. از پلن استارتر به بالا، گزارش‌های فروش آنلاین و درآمد درآمد را به تفکیک محصول و کمپین هم می‌دهند تا میانگین سفارش هر کوهورت و هر کانال را داشته باشید.
  • گزارش‌های جذب نشان می‌دهند هر کاربر از کدام کانال، source / medium و کمپین برچسب‌خورده با UTM آمده تا بتوانید مشتری‌ها را بر اساس کانال تفکیک کنید.
  • نمای واحد هر کاربر بازدیدهای یک نفر را روی دستگاه‌ها و کانال‌های مختلف به یک مسیر وصل می‌کند تا خرید تکراری از موبایل مشتری تازه حساب نشود.
  • سگمنت‌ها (از پلن استارتر به بالا) و گزارش‌های کوهورت کاربران را بر اساس زمان جذب گروه‌بندی می‌کنند تا ببینید در هفته‌ها و ماه‌های بعد چند نفرشان برمی‌گردند.
  • خروجی داده در هر زمان به شما اجازه می‌دهد سفارش‌ها و داده جذب را به یک شیت ببرید، حاشیه سود خودتان را اعمال کنید و جدول بالا را بسازید.

یک روال عملی: ماهی یک بار کوهورت تازه را خروجی بگیرید، درآمدش را به شیت کوهورت‌ها اضافه کنید، حاشیه سود را اعمال کنید و LTV و دوره بازگشت را برای هر کانال به‌روز کنید. هر کوهورت را در سن یکسان مقایسه کنید (ماه سوم با ماه سوم) و منتظر منحنی کامل یک‌ساله نمانید. اگر ارزش سه‌ماهه یک کانال مدام از کوهورت‌های قبلی پایین‌تر بیفتد، در یک فصل متوجه می‌شوید، نه بعد از یک سال خرج. برای مرحله‌های قبل از خرید، یعنی جایی که کاربر پیش از اولین سفارش ریزش می‌کند، راهنمای تحلیل قیف فروش را بخوانید.

امکانات هر پلن را در صفحه قیمت‌گذاری ادپیکس ببینید. از همین جدول فروردین برای فروشگاه خودتان شروع کنید: یک کوهورت، یک تفکیک کانال و یک حاشیه سود واقعی. حتی سه ماه داده بیشتر از یک میانگین کلی به شما می‌گوید.

محاسبه‌گر ROAS

بازگشت هزینه تبلیغات و نقطه سربه‌سر. پلن رایگان ادپیکس تا ۱۰۰ هزار رویداد در ماه، بدون کارت بانکی. راه‌اندازی کمتر از پنج دقیقه طول می‌کشد.

پرسش‌های متداول

فرمول LTV چیست؟

ساده‌ترین فرمول «میانگین ارزش سفارش × تعداد خرید در سال × طول عمر مشتری به سال» است. برای تصمیم‌گیری باید آن را در حاشیه سود ضرب کنید یا از فرمول مبتنی بر نرخ ماندگاری استفاده کنید.

نسبت LTV به CAC چقدر باید باشد؟

خیلی از تیم‌ها عدد ۳ به ۱ را هدف می‌گذارند، اما این یک قاعده سرانگشتی است و پشتوانه پژوهشی ندارد. نسبت زیر ۱ روی حاشیه سود یعنی روی هر مشتری ضرر می‌کنید؛ هدف درست به حاشیه سود، نقدینگی و دوره بازگشت هزینه شما بستگی دارد.

فرق LTV و CLV چیست؟

در عمل فرقی ندارند. هر دو به ارزش طول عمر مشتری اشاره می‌کنند و بعضی تیم‌ها CLTV هم می‌نویسند.

LTV را برای چه بازه‌ای حساب کنیم؟

بازه‌ای را انتخاب کنید که داده‌اش را واقعاً دارید؛ برای فروشگاه اینترنتی معمولاً ۱۲ ماه. هر چه بازه بلندتر باشد، عدد بیشتر به فرض‌ها تکیه می‌کند، پس بازه را کنار عدد بنویسید؛ مثلاً LTV دوازده‌ماهه.

در دوره تورم بالا LTV چه تغییری می‌کند؟

پولی که مشتری سال بعد می‌پردازد ارزش کمتری از پول امروز دارد. اگر نرخ تنزیل را بالا بگیرید، سهم خریدهای دور در LTV کم می‌شود و دوره بازگشت هزینه مهم‌تر از نسبت LTV به CAC می‌شود.

منابع و روش

همه اعداد فروشگاه در این مقاله فرضی‌اند و برای ساده‌شدن محاسبه انتخاب شده‌اند. فرمول مبتنی بر نرخ ماندگاری و یافته مربوط به اثر ماندگاری از مقاله گوپتا، لمان و استوارت (۲۰۰۴) است.

  1. Gupta, Lehmann & Stuart (2004), Valuing Customers, Journal of Marketing Research 41, pp. 7–18 (author copy)
  2. Gupta et al. (2006), Modeling Customer Lifetime Value, Journal of Service Research 9(2)
  3. Fader, Hardie & Lee (2005), Counting Your Customers the Easy Way: An Alternative to the Pareto/NBD Model, Marketing Science
  4. Knowledge at Wharton: What are your customers really worth?

این مطلب با کمک هوش مصنوعی نوشته شده و پیش از انتشار توسط تیم ادپیکس بازبینی شده است. سیاست تحریریه

درباره نویسندهبنیان‌گذار ادپیکس · سازنده ادپیکس

بنیان‌گذار ادپیکس، پلتفرم آنالیتیکس وب برای تیم‌های ایرانی. همه مطالب بلاگ پیش از انتشار زیر نظر او بازبینی می‌شوند.

آنالیتیکس وباتریبیوشنسنجش کمپین

داده‌ها را تحلیل کنید، با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرید

با ادپیکس، عملکرد کمپین‌ها را تحلیل کنید و متناسب با نیاز کسب‌وکارتان پیش بروید.